حسد چه میبَری ای سستنظم بر حافظ ؟ / قبولِ خاطر و لطفِ سخن، خداداد است
( غزلیّات حافظ )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برو به کارِ خود ای واعظ، این چه فریاد است ؟ / مرا فتاد دل از ره، تو را چه افتادَه است ؟
اگرچه مستیِ عشقم خراب کرد، ولی / اساسِ هستیِ من زآن خراب، آباد است
( غزلیّات حافظ )
برچسب: برو به کار خود ای,برو به کار خود,برو به کار خود واعظ,
نویسنده: رادین نوروزی
آنکه ناوک بر دلِ من زیرچشمی میزند / قوتِ جانِ حافظش در خندۀ زیرِ لب است
( غزلیّات حافظ )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
ز دستِ جَورِ تو گفتم ز شهر خواهم رفت / به خنده گفت که حافظ برو، که پایِ تو بست ؟
( غزلیّات حافظ )
برچسب: ز دست جور تو گفتم,ز دست جور تو دارم شکایت,ز دست جور تو,
نویسنده: رادین نوروزی
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریدۀ عالَم دوامِ ما
ای باد اگر به گلشنِ احباب بگذری / زنهار، عرضه دِه برِ جانان پیامِ ما،
گو نامِ ما ز یاد بهعمدا چه میبَری ؟ / خود آید آنکه یاد نیاری ز نامِ ما
( غزلیّات حافظ )
برچسب: هرگز نمیرد آنکه دلش,هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به,هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد,
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب: دل خرابی می کند, دلدار را آگه کنید,دل خرابی می کند,دل خرابي مي کند دلدار را آگه كنيد,
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
ساقیا آمدنِ عید مبارک بادت / و آن مواعید که کردی مَرَواد از یادت
در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق / برگرفتی ز حریفان دل و، دل میدادت
شادیِ مجلسیان در قدم و مقدمِ توست / جایِ غم باد هر آن دل که نخواهد شادت
( غزلیّات حافظ )
برچسب: شادی مجلسیان در قدم مقدم توست,شادی مجلسیان در قدم,شادی مجلسیان در,
نویسنده: رادین نوروزی
حافظ از بادِ خزان در چمنِ دهر مَرَنج / فکرِ معقول بفرما، گُلِ بیخار کجاست ؟
( غزلیّات حافظ )
برچسب: حافظ از باد خزان,حافظ از باد,
نویسنده: رادین نوروزی
بادهنوشی که در او روی و ریایی نبوَد / بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
فرضِ ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم / و آنچه گویند روا نیست، نگوییم رواست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: باده نوشی که دراو,
نویسنده: رادین نوروزی
چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست / سخنشناس نهای جانِ من، خطا اینجاست
( غزلیّات حافظ )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
از این رِباطِ دو در چون ضرورت است رحیل / رِواق و طاقِ معیشت، چه سربلند و چه پست
به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش میباش / که نیستی است سرانجامِ هر کمال که هست
به بال و پر مرو از ره، که تیرِ پرتابی / هوا گرفت زمانی، ولی به خاک نشست
( غزلیّات حافظ )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
آخِر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیست / وز بهرِ چه گویم نیست با وی نظرم، چون هست
بازآی که بازآید عمرِ شدۀ حافظ / هر چند که ناید باز تیری که بشد از شَست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: آخر به چه گویم هست,آخر الزمان به چه معناست,
نویسنده: رادین نوروزی
سرشکِ من که ز طوفانِ نوح دست بَرَد / ز لوحِ سینه نیارَست نقشِ مهرِ تو شُست
بکُن معاملهای، واین دل شکسته بخر / که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفَست / که از دروغ سیهروی گشت صبحِ نخست
( غزلیّات حافظ )
برچسب: به صدق کوش که خورشید,به صدق کوش,به صدق کوش که,
نویسنده: رادین نوروزی